تبليغاتX
Taranom-Bahar

بازم سلام این آخرین باریه که میام دیگه از پست خبری نیست می دونم به خاطر کم کاریام منو می بخشین مگه نه؟ واسه همیشه بی خیال می شم می خوام برم که دار فانی رو وداع بگم و به دیار............. از همتون به خاطر راهنمای های خوشکلتون ممنونم یه یکی دو هفته ای شاید وبلاگم آزاد گذاشتم که همه بدونن ترنم بهار  ترنم بهار نه زکیه الفاتحههههههههه.. بعد از اون  میسپرم که از صفحه روزگار حذف شه  می دونم کار اشتباهی می کنم وبلاگم در مورد کسیه که نمی تونم در وصفش واژه ای پیدا کنم ولی بخاطر اینکه دوستان گلم منو شرمنده نکنن و منتظر پست جدیدی نباشن میدم اوراق. هر چند تو این مدت فکر نکم یه قطره از دریای محبت و عشقمو به آقا امام زمان تونستم ادا کنم. ما انقدر کوچیکیم که اصلا............آقا خلاصه حلال دیگه مگه نه؟ شب جمعه ها برام فاتحه بخونید هاااااااااااااا نخوندین می یام تو خوابتون شامپو مي ريزم تو چشاتون.

انا لله و انا اليه راجعون

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:1  توسط زکیه |