تبليغاتX
Taranom-Bahar - چقدر دوستش داریم

چقدر دوستش داریم؟

مبدأ آفرینش موجودات و عامل اولیّه ی ممکنات حُب و محبّت است.محبّت بذرِ عالم امکان است و در همه مراحلِ شؤوناتِ آن وجود دارد و پیوند دهنده ی همه اشیاء به یکدیگر است و دارای رتبه هایی است ،که رتبه ی پست و نازل آن همان جاذبه ی نیوتن و رتبه های دیگری که هر کدام پیچیدگی مخصوص به خود را داراست.محبّت اکسیری است،که انقلاب ماهیّت ایجاد می کند دیو را حور و ظلمت را نور می سازد. از محبّت مسّه ها زرّین شود وز محبّت تلخ ها شیرین شود وز محبت نار، نوری میشود وز محبّت دیو، حوری می شود بالاترین درجه ی محبت آن است که مُحب ، خودش را هم برای محبوبش بخواهد، و در مقابل به محبوب،به خودش هم بی توجه گردد و این گوهرِ عجیب مُحب را به محبوب می رساند.اصل مطلب و نکته حساس سخن این است که، محبّت باالطبیعه مُحب را به وصال محبوب می رساند.زیرا محبّت منشأ نزدیک شدن روحی است و این نزدیکی روحی باعث قرب الهی می شود،و در اثر تکرار،قربِ جسمي به وصال منتهي مي گردد.اگر امام زمان(عج) محبّت پيدا مي كني، صفحه ي وجودت عوض مي شود و اگر او را دوست بداري،نامش را همه جا به بزرگي ياد مي كني و آثارِ شؤون محبوب را نيز دوست مي داري.هيچ راه و ذكر و وِردي براي رسيدن به درگاه يگانه دوران، شاه عالم امكان، بالاتر و والاتر از محبّت نيست.نزديك ترين راه به آن بزرگوار محبّت و بروز آثارش نيز شاهد بر صحت آن مي شود.آيا آثار محبّتش را در خود يافته اي؟آيا از اينكه او را نديده اي دلت به اظطراب افتاده است؟ و از اينكه او را نمي بيني دلتنگ شده اي؟ قلبت در انتظار او، به گاه نگاهِ مهربانانه اش به نامه ي اعمالت به تپش افتاده است؟ آيا از هجر او رنگ پريده شده اي؟ ديدگانت اشك آلود،چشم به راه سويي او را نشانه رفته است؟ جمعه هايت را با نام و ياد او گذرانده اي؟ خودت را امتحان كن آيا به راستي امامت را دوست داري؟او را مُفترض الطاعه مي داني؟ دنبال او مي گردي؟ از اين سو و از اين عالم و متقي سراغ او را گرفته اي؟ و راه رسيدن به او را جويا شده اي؟ آيا فرهاد گونه در وصال محبوب كُلنگ برداشته و اراده كندن كوه را نموده اي؟ و

آيا...

و آيا اطاعت از او، شرطِ محبّت به او نيست؟

((االلهّم عَجل الوَليّك الفَرج))

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:38  توسط زکیه |